تبليغاتX
زن کاغذی

پیامبران کاغذی بر صلیب آتش

از قهر معجزه ها می گویند

 

و نسیم صبا

کوی دوست را

به رخ می کشد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 23:47  توسط نیلوفر صالحی | 
بازی به تمام کاغذها می رسد

با چشمی که به دو ابرو قل خورد

و نقش کاهی سک سکی بر دهان

 

چه کسی من را می برد؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 23:40  توسط نیلوفر صالحی | 
سفر کاری ناگهانی همه برنامه هایم را بهم زد،از برنامه استاد هم بیخبرم،نمی دانم کی به یزد می آیند

تلاش می کنم در این مدت غیبتم پیگیر طرح شنیداری باشم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:50  توسط نیلوفر صالحی | 

سوزنهای پلکم بر زمینی دایره گم کرده

تا پاره های تنم زیر آسمانی بی پولک

با شعار عزاداری این هفته بر تابلوهایش

 

در وصله های شعرم "کلمه می شوم"

باز این هم اسم یک کتاب

 

کاش کرکره پلکها برقی نبود

چرا وقتی بازند همیشه باید حرف زد؟

 

چهل تکه ای شیرینی چای دم افطار

ربنا!

من دزد واژه ها هستم؟!

 

گنج واژه های پدر کو؟

سالهاست مدادهایم آماده خط کشیدن هستند...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 10:47  توسط نیلوفر صالحی | 
با بودنی که عین نبودن است

صدای خنده قیچی

به ریش تمام مصدرها

 

حالا با آخرین مد خط

بدو میان بی پدرترین شعر رپ

و از پوشال صداهای میرا

تاریخ مصرف آخرین آلبوم را بنویس

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 12:41  توسط نیلوفر صالحی | 
نه تفألی به حافظ

نه هنوز مقلبی به ابصار

در ته مانده همین ترقه های سوری

خاطره مادری

که به زمین پهلو می زد

تا جوانه ای شوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 12:59  توسط نیلوفر صالحی | 

اینبار که پاره های این زن را به هم می خوانی

بر بی نصیب ترین نقطه از آفتاب

درختی نر بساز

که بر دامنش

گلی وحشی هم نروید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 12:34  توسط نیلوفر صالحی | 
سبز می شدم

زیر قرمزیهای ضربه دری

و رد می شدی بر چارپاره های سیاهی

نقطه سر خط

ترمزی به درازای یک بوسه

خم می شوم

از یازه هایی که  دال به دست

پیاده روها را گز می کردند

بی طاق و صحرا

و باد می زد

به خط ۱۱

تا چادری سیاه و چربیهای متحرکی

 

دوباره سبز می شوم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 13:29  توسط نیلوفر صالحی | 
ابرهای ملول

بر حرفهای کپک زده...

 

پاک کن برفی ات را بردار

از "ا" شروع کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 10:25  توسط نیلوفر صالحی | 

در تعویض شیفت آفتاب و چراغها

و کشاکش جاروهای نارنجی

شهری می گذرد

که تمامی تمدنش را به جوی ریخته است

و کلید هر جدولش

یلدای طاقبازیست

که تخمه سپاهیان همراهنش

خاطره های شکسته خیابانها را شنا می کنند

 

این همه روانی گنداب

بی سنگریزی که هم پایت شود

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 10:34  توسط نیلوفر صالحی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در کاغذها ،میان کلمات ،به دیدارم بیا...

نوشته های پیشین
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
تأملات نابهنگام(خاطراتی برای فردا)
در باد
پرنده آبی من
ماه تيتيانه
بابونه
تسلسل(كاريكلماتورهاي علي صمدپور)
نامه های پارسی
راهی(استاد مستقیمی)
قاب بي شيشه
مهرداد-شعر کرمانشاه
شاعر مرده
اتفاق روي پل
هبوط
تلواسه هاي ماه تي تي
سپيدهاي بي رياي من
باراني ترين لحظه ها
مهرداد فلاح
ليلا كرد بچه
دل نامه .داستان وکرمانج
دو جاي پا هستي ام را پر كرده است
حرفهاي يك پنجاه و چهاري
دردهاي من نگفتنيست
بود و نبود
كولي شاعر
فولرن
حاشيه نشين
هنر نويسندگي
دل نوشته هاي يك گرافيست
یکی مثل خودم
فتو هایکو
مرحوم حسن گلزارشهري
نادر دايي
عبدالقادر مراغه اي
يزتار(وبلاگ هنرجويان علي صمدپور در يزد)
انتشارات كاروان
جشن كتاب
انجمن مجازي
آتيش بازي
غروب(آن هم )جمعه
باساك
شاهد
سونات شماره 3
شاسوساي شاعر
انجمن شاعران وبلاگ نويس
نقد و نظر(محمود گرجي)
دور دست
در كمانه
برگهاي سپيد دفتر من
نوار قلب
هرگز ا زمرگ نهراسيده ام...
هجوم
غزل پست مدرن
عليرضا مشايخي
دیرتیش آباد
مدرسه فمنیستی
کانون زنان ایرانی
سیدمصطفی میرعبدالله
رودان خشکسار
نشریه ادبی عروض
جای کاسه ها خالی
پرسه در تمام ناتمام
دیالوگ
شاعر مرده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM